انواع مرزبندی در بین اعضای خانواده

مرزهای یک زیرمنظومه عبارت از مقرراتی است که معین می کند چه کسی و چگونه جزو این زیرمنظومه است. برای مثال، مرز زیرمنظومه والدینی وقتی مشخص می شود که مادر به فرزند ارشد خود می گوید: “تو، پدر برادرت نیستی. اگر او وسط خیابان سوار دوچرخه می شود، به من بگو، من جلوی او را خواهم گرفت”. اگر زیرمنظومه والدینی شامل فرزند “ولی گونه” هم باشد، مرز را مادر با گفتن، “تا من از فروشگاه برگردم، آنی مسئول شماست” مشخص می کند. برای عملکرد صحیح والدین باید مرزهای زیرمنظومه ها به وضوح مشخص باشد.

مرزها باید طوری مشخص باشد که برای اعضای زیرمنظومه امکان اجرای نقش هایشان را بدون مزاحمت بیجا فراهم کند، و در عین حال اجازه تماس اعضای زیرمنظومه با سایرین را هم بدهد. وضوح مرزها درون خانواده یک پارامتر مفید برای ارزیابی عملکرد خانواده است. سه نوع مرز در خانواده ها وجود دارد:
۱ مرز مشخص و بهنجار
۲ مرز درهم تنیده
۳ مرز خشک یا سخت و گسسته

در مرزهای مشخص زیرمنظومه ها نقش خود را به درستی ایفا می کنند. برای مثال فرزندان که در زیرمنظومه فرزندی قرار دارند در زیرمنظومه زن و شوهری که مربوط به روابط پدر و مادرشون می باشد دخالت نمی کنند.

در مرزهای درهم تنیده افراد در زیرمنظومه های یکدیگر مداخله می کنند. احساس تعلق شدیدی وجود دارد. استقلال فردی اعضا از دست می رود. نسبت به هر تغییری از وضع مانوس و متداول شدیدا و به سرعت واکنش نشان می دهد. ممکن است والدین یک خانواده بهم تنیده، اگر فرزندشان دسر خود را نخورد، به شدت ناراحت شوند.

در مرزهای خشک و نامنعطف و گسسته ارتباط بین زیرمنظومه ها دشوار است و نقش حمایتی فلج است. اعضای زیرمنظومه یا خانواده گسسته، ممکن است مستقلانه عمل کنند. اما گرفتار یک احساس استقلال مسخ شده اند و از فقدان حس وفاداری و تعلق و طلب حمایت مورد نیاز، رنج می برند. خانواده گسسته حتی وقتی واکنش هم لازم است، میلی به واکنش ندارد. والدین یک خانواده گسسته، شاید نسبت به نفرت فرزند خود از مدرسه هم بی اعتنا بمانند.

منبع: کتاب خانواده و خانواده درمانی – سالوادور مینوچین – ترجمه: دکتر باقر ثنایی – انتشارات امیرکبیر