بررسی عوامل خانوادگی و تیپ‌شناسی نوجوانان فراری

بسیاری از پدران و مادران فرار نوجوانان خود را گزارش نمی‌دهند. زیرا انتظار دارند آنها بعد از چند روز به خانه بازگردند. مدت زمانی که نوجوانان از خانه فرار می‌کنند، شرایطی که از آنها می‌گریزند، ‌موقعیت‌هایی که به آنجا روی می‌آورند و پیامدهای فرار آنها با هم متفاوت است. مطالعات و بررسی‌ها در ایران نشان می‌دهد که خوشبختانه عده زیادی از نوجوانان فراری، در آغاز سراغ خویشاوندان و دوستان خود می‌روند و سرانجام نیز نیمی از آنان بعد از چند روز و بین ۷۵ تا ۸۰ درصد آنها بعد از یک هفته به خانه خود بازمی‌گردند. اما نگرانی‌های زیاد که در این مورد ابراز می‌شود به خاطر کمیت نوجوانان گریزان از خانه نیست، بلکه از آن رو است که همان ۲۰ درصدی که برای همیشه دور از خانه می‌مانند، در معرض مشکلات جسمی، روانی و اخلاقی فراوانی از جمله روسپیگری، ایدز، بزهکاری، سوءمصرف مواد و الکل و دیگر رفتارهای مجرمانه قرار می‌گیرند.

 

عوامل خانوادگی فرار از منزل

بیشتر نوجوانان فراری، از محیط خانوادگی رنج‌آور فرار می‌کنند. آنها به اختیار خود از خانه‌ای که دارای مشکلات فراوان است می‌گریزند. مطابق برخی یافته‌های پژوهشی، ۷۵درصد فراریان موقعیت خانوادگی غم‌انگیز خود را به امید یافتن پذیرش و شادکامی در جایی دیگر ترک می‌کنند. موقعیت‌های خانوادگی که باعث فرار نوجوانان می‌شود بر چند گونه‌اند: بعضی وقت‌ها نوجوانان گریزان از خانه می‌کوشند تا از مشکلات خانوادگی مانند والدین الکلی، زنای با محارم یا خشونت توسط پدر و مادر نجات یابند. درگیری با والدین به خاطر موضوعاتی همچون ساعات رفت و آمد، قرار گذاشتن و رابطه داشتن با دوستی از جنس مخالف، نوع پوشش و لباس، نمره‌های درسی و انجام تکالیف دینی نیز می‌تواند در زمره انگیزه‌های فراوان فرار نوجوانان از خانه باشد. این‌گونه نوجوانان معمولاً پدر و مادر خود را افرادی بسیار سختگیر می‌دانند که نه فرزندانشان را می‌فهمند،‌ نه از آنان حمایت می‌کنند. پدرها و مادرها نیز چنین نوجوانانی را افرادی نافرمان و سرکش به حساب می‌آورند. در این موارد، اصلاح و بازسازی ارتباط بین فرزندان و والدین کاری اساسی و ضروری است. بحران‌های خانواده از قبیل طلاق، جدایی، از دست دادن دارایی می‌تواند بر فرار نوجوان دامن زند. نوجوانان دیگر فرار از خانه را همچون فریادی برای کمک‌خواهی برمی‌گزینند تا توجه به خود یا خانواده‌شان را به چیزی که می‌طلبند جلب کنند. سرانجام، بعضی از نوجوانان به خاطر مسئله‌ای که دارند و آن را از ترس پدر و مادر خود می‌پوشانند از خانه فرار می‌کنند، مسئله و رازی از قبیل بارداری، شکست تحصیلی یا همجنس‌گرایی.

گروه دوم نوجوانان گریزان از خانه که دارای محیط خانوادگی پردردسر و مشکل‌آفرین هستند، اما آنها خانه خود را به خاطر رهاشدگی،‌ بی‌توجهی یا آزار دیدن از والدین ترک می‌کنند. این دسته از نوجوانان احساس می‌کنند از طرف پدر و مادر خود طرد شده‌اند و پدران و مادران آنها نیز از اینکه فرزندان خانه را ترک کنند مخالفتی ندارند. به این گروه از فراریان اخراجی، رها شده یا مطرود می‌گویند.

مشکلات مالی می‌تواند باعث شود که والدین نوجوان خود را از خانه اخراج کنند، به ویژه زمانی که او سن کمی دارد و به حمایت مالی نیازمند است. بعضی نوجوانان از خانه اخراج می‌شوند، زیرا والدینشان احساس می‌کنند که نمی‌توانند بر رفتار آنها مهار بزنند و آنها را کنترل کنند. وقتی تلاش‌های پی‌درپی پدرها و مادرها برای بازداشتن فرزندشان از سوءمصرف مواد یا دور کردن او از بی‌بندوباری جنسی نتیجه نمی‌دهد، کارد به استخوانشان می‌‌رسد و از سر بیچارگی بهترین راه را در این می‌دانند که نوجوان خود را به ترک از خانه مجبور کنند. چنین والدینی آشکارا نیازمندند که راه‌های مؤثرتری برای مهار فرزندانشان به آنها عرضه شود.

گروه دیگر نوجوانان فراری، بچه‌های سازمانی‌اند. نوجوانانی که توسط دفاتر اجتماعی بهزیستی از خانه پدری خود که در آنجا مورد بی‌توجهی یا آزار بوده،‌ به مکان‌های تحت پوشش بهزیستی منتقل شده‌اند و پس از استقرار در آن مکان‌ها یا در خانه‌های گروهی تصمیم به فرار می‌گیرند. نوجوان فراری به محض راه پیدا کردن به خیابان، برای حمایت از خود، به رفتارهای خلافی همچون فحشا روی می‌آورد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که سوءاستفاده جنسی زودهنگام، مستقیم و غیرمستقیم، در کشاندن آنان به روسپیگری مؤثر بوده است. بیش از ۴۰درصد فراریان از خانه و نزدیک به یک‌چهارم زنان بی‌خانمان گزارش دادند که در گذشته مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند. بیش از یک سوم نوجوانان گریزان از خانه سوءاستفاده جنسی از آنان را دلیل فرارشان از خانه دانسته‌اند. نوجوانانی که مکرر فرار می‌کنند مشکلات زیادتری در مدرسه دارند، بیشتر با قانون درگیر می‌شوند، خانواده‌هایشان نابسامان‌ترند و از این رو احتمال دارد مدت طولانی‌تری بیرون از خانه بمانند. کسانی که احساس می‌کنند از طرف خانواده محدود می‌شوند احتمال کمتری دارد که به خانه بازگردند. برعکس، نوجوانانی که خود را مسئول تعارض‌های خانواده می‌دانند، احساس گناه بیشتری می‌کنند و اطمینان دارند که اعضای خانواده نگران آنها هستند و به حمایت و مراقبتشان می‌پردازند امکان بازگشتشان به خانه بیشتر است. در مقایسه بین انگیزه‌های دختران و پسران فراری فیلپ رایس در ویراست نهم کتاب ارزشمند «نوجوان، تحول، روابط و فرهنگ» (۱۹۹۹) می‌نویسد: «دختران فراری معمولاً رفتارهای پدر و مادر خود را بیش از حد تنبیهی و کنترل‌کننده می‌دانند، در حالی که پسران فراری از مراقبت و کنترل کم خانواده که باعث جذب آنان به افراد خارج از خانه می‌شود، شکایت می‌کنند. مراقبت کم از پسران به آنان فرصت ترک خانه را می‌دهد. بسیاری از والدین نوجوانان فراری، آن‌قدر درگیر مشکلات خودشان هستند که به فرزندان خودشان نمی‌رسند و از این رو نوجوانان آنها اظهار می‌کنند که در خانه مقبول پدر و مادر نیستند.»

در یک بررسی وقتی از والدین نوجوانان فراری پرسیدند که چرا فرزندانشان خانه را ترک کردند؟ آنها پاسخ دادند:

ـ اقتدار بزرگ‌ترها را نمی‌پذیرفتند و به حرف آنها گوش نمی‌دادند.

ـ می‌ترسیدند تنبیه شوند.

ـ زیر بار ساعت مشخصی برای رفت و آمد خودشان نمی‌رفتند.

ـ می‌خواستند آزاد باشند.

ـ به خاطر دوست پسرشان از خانه رفتند.

ـ با دوستانشان جر و بحث کردند.

ـ در مدرسه دچار مشکل شدند.

و ۱۴درصد هم گفتند که نمی‌دانند چرا نوجوانان آنها از خانه فرار کرده‌اند.

 

عوامل فردی فرار از منزل

علاوه بر عوامل خانوادگی،‌ فرار از منزل به عوامل فردی و شخصیتی نیز بستگی دارد.

الف ـ فشار روانی، مقابله و فرار از خانواده: فشار روانی در پدید آمدن و تشدید بیماری‌های جسمی و روانی سهیم است، به ویژه اگر فرد زیر فشار، فاقد روش‌های درست و کافی برای مقابله با آن باشد. پژوهشگران دریافته‌اند که نوجوانان فراری از خانواده تحت فشارهای روانی زیادی‌اند، بدون آن‌که شیوه صحیح برخورد با آنها را بدانند. نوجوانان فراری از خانه چهار برابر بیشتر از میانگین نوجوانان دیگر درگیر رویدادهای پرتنش زندگی بودند، والدین ۴۰ درصد آنان مواد مخدر مصرف می‌کردند، بسیاری از پدران و مادران آنها غیبت‌های فروان و طولانی از منزل داشتند. در سه ماه پیش از بررسی یک‌پنجم نوجوانان مورد ضرب و شتم و یک پنجم دیگر مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند. فراریان از خانه همچنین برای مقابله با فشارهای روانی خود از روش‌های غیرمؤثری استفاده کرده بودند. بیشتر نوجوانانی که به طور موقت از خانه خارج شده بودند به گریه، اقدام به خودکشی و تلاش برای فراموش کردن مشکل رو آورده بودند و سرانجام فرار را بر قرار در خانه ترجیح داده بودند. در مقابل نوجوانان غیرفراری بعد از روبرو شدن با مشکل به شیوه‌های مفیدتر و مؤثرتری مانند اندیشیدن، صحبت با مادر، یک دوست یا با برادر بزرگ‌تر و نوشتن درباره آن پرداخته بودند.

ب ـ طبقهبندی نوجوانان فراری: چون همه نوجوانان فراری مانند هم نیستند، کوشش‌های زیادی برای طبقه‌بندی آنها مطابق سنخ شخصیت و انگیزه رفتارشان صورت گرفته است. ساده‌ترین طبقه‌بندی این است که فراریان از خانه را به دو گروه تقسیم کنیم: «فراری از» و «فراری به». «نوجوانان فراری از» نمی‌توانند موقعیت خانه و یکی یا هر دوی والدین خود را تحمل کنند. «نوجوانان فراری به» جست‌وجوی لذت و خوشی‌اند و به مکان‌ها یا نزد افرادی می‌روند که سرگرمی‌ها و کارهای متنوع زیادی را در اختیارشان می‌گذارند. در یک بررسی از دختران لگام‌گسیخته و اصلاح ناپذیر، سه سنخ دختر فراری را تشخیص دادند: بی‌ریشه، مضطرب و وحشت‌زده.

«فراری بی‌ریشه»، جست‌وجوگر خوشی‌هاست که خشنودی فوری را می‌جوید. او دارای سابقه ترک تحصیل، رها کردن شغل‌های مختلف، مصرف مواد مخدر و بی‌بندوباری جنسی است. پدر و مادرش با دست و دل‌بازی زیاد به تشویق او می‌پرداختند. اما هرگز محدودیتی بر رفتارش اعمال نمی‌کردند. وقتی خانواده تصمیم گرفت جدی باشد و او را محدود کند، دختر با سرکشی از خانه فرار کرد.

«فراری مضطرب»، دختری است با خانواده‌ای پرمشکل، که اغلب مجبور است به کارهای مشقت‌بار منزل بپردازد، از خواهران و برادران کوچک‌ترش مراقبت کند و نگران مسائل مالی خانواده باشد. وقتی پدرش در خانه است، امکان دارد به طور افراطی او را دشنام دهد یا کتک بزند. از این رو، دختر مضطرب به طور موقت برای چند ساعت یا یک شب خانه را ترک می‌کند و به سراغ کسی می‌رود که با او صحبت کند. این فرد اغلب یکی از دوستان مادر اوست.

«فراری وحشت‌زده»، از دست‌درازی‌ها و سوءاستفاده‌های جنسی پدر یا ناپدری خود فرار می‌کند. وقتی در خانه است، برای اینکه با فرد تجاوزگر تنها نماند دوستان خود را به خانه دعوت می‌کند.

همچنین بین نوجوانانی که از خانه فرار می‌کنند پنج سنخ شخصیتی شناسایی شده است.

  1. عده کمی از آنها دچار اختلالات هیجانی‌اند. اینان با رفتارهای غیرعادی و گاه عجیب و غریب خود توجه دیگران را جلب می‌کنند و به سرعت به درمانگاه‌های روان‌پزشکی فرستاده می‌شوند.
  2. کسانی که احساس گمگشتگی و بی‌هدفی می‌کنند و برای اینکه خود را بیابند دست به فرار می‌زنند.
  3. نوجوانانی که احساس می‌کنند آن‌قدر به خانواده نزدیک و وابسته‌اند که می‌خواهند خانه را ترک کنند تا آنچه را که خود می‌خواهند انجام دهند و به دست آورند. این گروه با دیدن مشکلات زندگی خیابانی، شتابان به خانه باز می‌گردند.
  4. نوجوانانی که با مدرسه مشکل دارند اما روابط دوستی آنها با همسالانشان رضایت‌بخش است. این افراد مدرسه را کنار می‌گذارند تا زمان‌های بیشتری را با دوستان خود بگذرانند.
  5. کسانی که از نظر آنها زندگی خانوادگی، ملالت‌بار و خسته‌کننده است و چون رشته نیرومندی از عواطف خانوادگی وجود ندارد که آنها را پایبند کند، به امید یافتن عاطفه و هیجان به خیابان‌ها رو می‌آورند.

در کنار این پنج سنخ از نوجوانانی یاد می‌شود که ۲۰درصد کل جمعیت فراریان را تشکیل می‌دهند. این عده با وجود برخورداری از زندگی خوب و سازگاری مطلوب در خانواده، به انگیزه ماجراجویی و به دست آوردن سرگرمی و لذت از خانه فرار می‌کنند. این گروه از نوجوانان به شخصیت تخیلی هکلبری‌فین و شخصیت واقعی قهرمان امریکایی، بنجامین فرانکلین که در نوجوانی خانه خود را از روی ماجراجویی ترک کردند،‌ شباهت دارند.

یکی از مفیدترین طبقه‌بندی‌ها، نوجوانان فراری را در یک پیوستار تعارض والدین ـ جوان به صورت زیر قرار می‌دهد.

فراریان در خطر

پناه‌جویان فراری

حقه‌بازان فراری

کاوشگران فراری و فراریان لذت‌جو

غیرفراری‌ها

طبقه بین صفر و یک جوانانی را دربرمی‌گیرد که می‌خواهند به سفر بروند، اما والدین آنها طوری با هم تبانی و سازش می‌کنند که جوانان نتوانند به تنهایی راه بیفتند. کاوشگران فراری می‌خواهند برای ماجراجویی سفر و استقلال خود را ابراز کنند. آنها معمولاً از طریق گذاشتن یادداشت به پدر و مادر خود اطلاع می‌دهند که کجا می‌روند و بعد بدون اجازه آنها خانه را ترک می‌کنند. این گروه نوجوانان اگر توسط پلیس دستگیر نشوند، خود به خانه بازمی‌گردند.

«فراریان لذت‌جو» معمولاً به خاطر یک مطلب عمده مانند دوستی و قرار گذاشتن با پسران، زود آمدن به خانه یا حبس شدن در منزل برای شرکت نکردن در برنامه مورد علاقه با پدر و مادر خود اختلاف و درگیری دارند. این گروه از نوجوانان یواشکی از خانه خارج می‌شوند تا به کارهای خلاف خود بپردازند. پس از آن هم یا یواشکی بازمی‌گردند یا شب را در منزل دوستشان به سر می‌برند و معمولاً صبح روز بعد به پدر و مادر خود تلفن می‌زنند و تقاضا می‌کنند که به خانه برگردند.

«حقه‌بازان فراری» چون با والدین خود درگیری‌های جدی‌تر و تمام‌ناشدنی درباره انجام کارهای خانه، انتخاب دوستان و موضوعاتی از این قبیل دارند، می‌کوشند با فرار کردن از خانه آنها را وادار به پذیرش خواسته‌های خود کنند.

«پناه‌جویان فراری» حتی بیش از گروه قبلی دچار تعارض‌ها و تنش‌های خانوادگی‌اند. مرتب داد می‌کشند، کتک‌کاری می‌کنند و چیزها و وسایل خانه را پرت می‌کنند. بیشتر این نوجوانان در مدرسه دارای یک یا چند مشکلند و پیش از فرار از خانه هر روز به مواد مخدر یا الکل پناه می‌برند.

«فراریان در خطر» برای رهایی از آزارهای مکرر جسمی یا جنسی پدر و ناپدری خود که اغلب در حال مستی آسیب‌ها و سوءاستفاده‌های خود را بر آنها وارد می‌آورند، از خانه فرار می‌کنند. بیشتر این جوانان خود مشروب الکلی می‌نوشند و مواد مخدر مصرف می‌کنند. کتک زدن یا تهدید به آن، فرار اینان را شتاب می‌دهد. آزار جسمی و بهره‌کشی جنسی ـ چه دختران و چه پسران ـ اغلب دلیل فرار این گروه است.

نوجوانانی که هم از نظر جسمی مورد اذیت قرار گرفته‌اند، هم از آنها سوءاستفاده جنسی شده است از جنبه‌های متعددی با دیگر نوجوانان فراری تفاوت دارند. آنها در هر دو جهان، قبل و بعد از فرار، ناگوارترین لحظات را تجربه کرده‌اند: زندگی در خانواده‌هایی پرمشکل، تحمل فشارهای روانی گوناگون و برخورد با انواع رفتارهای ناشایست. اما همه فراریان این‌گونه نیستند.

 

پیامدهای فرار از خانه

با توجه به آنچه بیان شد، نوجوانان فراری که به خانه باز نمی‌گردند و نوجوانان بی‌خانمان در معرض خطرهای فراوانی همچون سوءمصرف مواد، عفونت HIV، بیماری‌های آمیزشی و بارداری قرار دارند. میگساری، استفاده نکردن از وسایل جلوگیری از بارداری، داشتن شریک‌های جنسی متعدد و روسپیگری بین نوجوانان فراری شایع است. بیشتر این افراد گریزان از خانه نه مهارت شغلی دارند، نه پولی برای هزینه کردن و نه جایی برای اقامت، ‌به سرعت در دام فریبکاران و مجرمان می‌افتند و به رفتارهای بزهکارانه و خلاف قانون روی می‌آورند. ۵۷ درصد از نوجوانان فراری گزارش دادند که در به دست آوردن غذای کافی برای سیر کردن خود مشکل داشته‌اند. ۱۹ درصد از نظر جسمی دچار بیماری‌های جدی بودند و توان و امکانی برای درمان خود نداشتند. ۷۰ درصد آنها یا افسرده بودند یا مشکلات رفتاری داشتند. ۴۹ درصد هم ابراز کرده بودند که در یک سال گذشته اقدام به خودکشی کرده‌اند. مرگ زودرس بر اثر حوادثی چون تصادف با اتومبیل، پرت شدن از مکانی مرتفع، کشته شدن در زد و خوردهای خیابانی یا قربانی باندهای قاچاق اعضا و بدن شدن بخشی از سرنوشت رقت‌بار کودکان و نوجوانان فراری‌اند. برخلاف آنچه که تاکنون بیان کردیم، دیدگاه مخالفی نیز وجود دارد که تأکید می‌کند بسیاری از نوجوانان فراری بهره هوشی طبیعی دارند. خودپندار آنان مثبت است و هیچ ناراحتی روانی مانند افسردگی یا اختلال هیجانی ندارند. از این دیدگاه، فرار کارکرد مثبت یک نوجوان عادی و سالم برای دوری از وابستگی و میل به استقلال است که می‌تواند نشانه روانی مثبتی به حساب آید. فرار نوجوانان از خانه فریادی برای کمک‌خواهی نیست، بلکه تلاشی برای یافتن حادثه‌های پرهیجان زندگی است. دردناکانه باید بگوییم واقعیت‌هایی که درباره زمینه‌ها و عوامل خطر فرار از خانه برشمردیم و دردسرهای غم‌انگیز و گاه مرگباری که رویاروی هزارها کودک و نوجوان وامانده از خانه‌های خود قرار دارد دیدگاه مذکور را در حد یک شعار تنزل می‌دهد یا آن را به عنوان ساز و کار دفاعی خیالبافی یا انکار مطرح می‌کند.

 

نویسنده دکتر محمود گلزاری