بازی تاج و تخت یا نبرد غرایز مرگ و زندگی

مدتی است که تب تماشای سریال از شبکه‌های خانگی، دنیا را فرا گرفته است. بینندگان ایرانی که به این شبکه‌های کابلی در داخل کشور دسترسی ندارند نیز از قافله عقب نمانده و از طریق دانلود آنلاین و یا خرید دی‌وی‌دی به تماشای این سریال‌ها می‌نشینند. در این میان، سریال «بازی تاج و تخت» هم اکنون رکورددار تعداد بیننده در شبکه «اچ‌بی‌او» است و در کشورهای مختلف طرفداران بسیاری دارد. این سریال، در چند سال و مخصوصاًً چند ماه اخیر، در جامعۀ ایرانی و مخصوصاًً نسل جوان بسیار پرطرفدار شده است، به‌طوریکه بسیاری از افرادی که این سریال را دنبال می‌کنند، اولین‌بار است که به تماشای این‌دست سریال‌ها نشسته‌اند.

بازی تاج و تخت یک مجموعۀ تلویزیونی آمریکایی به سبک خیال‌پردازی حماسی است که برای شبکه اچ‌بی‌او ساخته شده است. البته این مجموعه از روی رمان موفق «ترانه‌ی یخ و آتش» به نویسندگی «جرج.آر. آر.مارتین» ساخته شده است.

خلاصۀ داستان سریال از این قرار است که هفت خانوادۀ اشرافی برای به‌دست‌آوردن کنترل سرزمین اسطوره‌ای «وستروس» با هم در نبرد هستند. علیرغم محبوبیت زیاد سریال، انتقادهای شدیدی هم به آن وارد شده است. فیلم از صحنه‌های برهنگی، خشونت و انواع شکنجه در تمام قسمت‌ها استفاده می‌کند. حتی بسیاری از منتقدان معتقد بودند که در بسیاری از موارد صحنه‌های جنسی و خشونت‌آمیز در عین‌حالی که زیاد هستند، خارج از روند داستان رخ می‌دهند و الزاماً به سیر ماجراها مرتبط نیستند.

قدرت و خشونت از موضوعات اصلی سریال بازی و تخت است. تعداد زیاد اسلحه‌های ساخته‌شده برای این سریال تأییدی بر همین موضوع است. صحنه‌های خشونت و روابط جنسی و برهنگی در این فیلم به‌حدی است که روزنامه «نیویورک تایمز» در نقدی بر این سریال نوشت: «بازی تاج و تخت تنها برای پسران جوان ساخته شده است».شبکۀ «بی‌بی‌سی» در نقدی بر این سریال نوشته است: «برخی بینندگان این درام تاریخی- فانتزی از وجود برخی صحنه‌های خشونت جنسی علیه زنان در این سریال ابراز ناخشنودی کرده‌اند».

مجلۀ «تایم» نیز دربارۀ صحنه‌های شکنجه‌های دل‌خراش، تجاوز و خشونت‌های افراطی در این سریال نوشته است: «منتقدان نگرانند که صحنه‌های تجاوز به‌قدری در این سریال فراگیر شوند که دیگر مانند صدای پیش‌زمینه باشند؛ یک اتفاق عادی و بدون شوک». اما اگر این سریال تا این حد سرشار از خشونت و روابط بی‌بند و بار است، چرا اینقدر محبوبیت دارد؟

جالب است که جورج آر. آر. مارتین نویسندۀ این مجموعه در توجیه خشونت فراگیر این مجموعه بیان می‌کند: «من می‌خواهم کشمکش را به تصویر بکشم. درام از دل درگیری و ناسازگاری شکل می‌گیرد. اگر یک مدینۀ فاضله را به تصویر کشیده باشید، در اینصورت احتمالاًً یک کتاب ملال‌آ‌ور نوشته‌اید.»در واقع، همان‌گونه که نویسندۀ این کتابها بیان می‌کند، همین صحنه‌ها است که دلیل جذابیت آن برای مخاطب شده است. اما چرا اکثریت افراد، البته نه همه، تا این حد به تماشای خشونت و صحنه‌های جنسی علاقه‌مندند؟ ا

قبال اکثریت به این نوع محتوا را بیش از هر چیز میتوان بر اساس نظریۀ «فروید» در باب غرایز مرگ و زندگی تحلیل کرد. از نظر فروید غرایز را میتوان به دو گروه غرایز مرگ و غرایز زندگی تقسیم کرد. غرایز زندگی در جهت ارضای نیاز به آب و هوا و غذا عمل میکنند و در خدمت بقای فرد و نوع هستند.

از نظر فروید با اهمیت‌ترین غریزۀ زندگی در شخصیت، غریزۀ جنسی است که آن را به‌صورت گسترده‌ای تعریف کرده است. البته او این غریزه را تنها به‌معنای شهوت تعریف نمی‌کرد، بلکه آن را دربردارندۀ تمام رفتارها و اندیشه‌های لذت‌بخش می‌دانست. اگر قرار باشد غریزۀ جنسی در تمام رفتارها و انتخاب‌های انسانی اثرگذار باشد، پس حتماً در انتخاب کم‌اهمیتی مانند انتخاب سریالی که افراد برای تماشا ترجیح می‌دهند مؤثر است و سازندگان این سریال با علم به همین نکته تا جایی که بتوانند، حتی بی‌ربط به خط سیر داستان، در تمام قسمتها بخش‌هایی را به این نوع صحنه‌ها اختصاص می‌دهند.

اما چه توجیهی برای علاقه به تماشای صحنه‌های خشونت‌بار هست؟ فروید در مقابل غرایز زندگی، غرایز مرگ یا غرایز ویران‌گر را قرار داد. از آنجا که فروید پزشک بود، تحت‌تأثیر دانش زیست‌شناسی بیان کرد که تمام موجودات زنده در نهایت می‌میرند و دچار تباهی می‌شوند و به شکل بی‌جان نخستین خود باز می‌گردند. به همین دلیل، انسان‌ها میلی ناهوشیار به مردن دارند. البته فروید در مورد غرایز مرگ در حد غرایز زندگی به‌طور جامع صحبت نکرد و آنها را بسط نداد. او عقیده داشت غرایز زندگی به‌طور درونی و خاموش رشد میکنند و بنابراین به‌سختی می‌توان آن‌ها را مورد مطالعه قرار داد. او حتی ادعا نکرد که انرژی جداگانه‌ای وجود دارد که غریزۀ مرگ از طریق آن عمل کند.

یک جزء مهم از غریزۀ مرگ، میل و سائق پرخاشگری است و منظور از آن، میل به مرگ و کشتن است، اما نه به سمت خود بلکه به سمت اشیا و دیگران. غریزۀ پرخاشگری ما را به‌سمت تخریب، کشتن و تسخیر می‌کشاند. فروید حتی تا آنجا پیش رفت که اعلام کرد پرخاشگری به‌عنوان بخشی از فطرت و سرشت انسان اهمیتی در حد سائق مهم جنسی دارد.جالب است بدانیم فروید تا اواخر عمر خود که دچار ناتوانی فیزیولوژیک بر اثر پیری شد، این سائق را مطرح نکرد. ولی وقتی حال او بر اثر بیماری سرطان وخیم شد، و با کشتارهای جنگ جهانی اول مواجه شد، مرگ و خشونت را در نظریه‌اش به‌صورت موضوعات اساسی مطرح کرد.

در اینجا این نکته را هم باید مطرح کرد که فروید در اواخر عمرش به‌شدت از مرگ خود وحشت داشت. او با همکاران و شاگردانش که از نظریه‌اش جدا می‌شدند با خشونت و پرخاشگری رفتار میکرد و حتی او را به‌عنوان فردی می‌شناسند که حس نیرومند تنفر داشت. در واقع، نظریۀ غریزه مرگ، به‌نوعی بازتابی از تمایلات و شخصیت خود فروید و آن‌چیزی بود که در درون خود حس میکرد. پس اگر بتوان تمایل فردی مانند فروید را دلیل گرایش و بیان نظریۀ غریزه مرگ دانست، می‌توان همین استدلال را در مورد مخاطبان تولیدات سرشار از خشونت مانند سریال بازی تاج و تخت هم به‌کار برد. احتمالاًً توجه خیل مخاطبان در سراسر جهان به این سریال ناشی از میل درونی به خشونت و پرخاشگری است.

این سریال در عصر و دورهای در حال عرضه است که رسانه‌های خبری مملو از اخبار فزایندۀ خشونت مهارگسیخته است. آنچه در اخبار می‌بینیم و می‌شنویم توسط افرادی از همین جامعه جهانی آفریده می‌شود که نشان می‌دهد چه حجمی از خشونت خاموش در میان دیگران نیز میتواند نهفته باشد. «داعش» در پرخاشگری و بهکارگیری روشهای بدیع کشتن و آزار و شکنجه، مرزهای فیلمهای ترسناک را درهم می نوردد. کمتر کشوری در اروپا است که از حمله‌های انتحاری که منجر به قتل‌های گروهی میشود در امان مانده باشد.

در آمریکا که محل اصلی تولید سریالهایی از این دست است، هر روز رکورد جدیدی از تعداد قربانیان در اثر تیراندازی‌های کور ثبت می‌شود که فرد تیرانداز در اثر غلبۀ لحظه‌ای حس خشونت و نفرت از همنوعانش در فضایی شلوغ به جمعیت بیگناه شلیک می‌کند.اکنون این سؤال جدی پیش میآید که آیا تولیداتی از این‌دست خود مولد خشونت در بینندگان هستند یا اینکه تولیدکنندگان و نویسندگان آنها که با روان‌شناسی مخاطبان خود آشنا هستند، با اطلاع از تمایلات بینندگان خود، دست به تولید آثاری از این‌دست میزنند؟

نویسنده دکتر آزاده وزیری – روانشناس بالینی

منتشر شده در #مجله_روانشناسی_سپیده_دانایی شماره ۱۰۹و۱۱۰